سبد خرید
سبد خرید

تکنیک‌های نوین طرح‌واره‌درمانی: پیشرفت‌ها و نوآوری‌ها در کار بالینی

نویسنده: گلیلیان هیث و هلن استارتاپ

ترجمه: دکتر ایمانه عباسی، اعظم ملاحسینی، حمید نریمانی و دکتر نازنین آهنگری

 

 

رویکردها و مدل‌های روان‌درمانی همراه با پژوهش‌ها و کاربرد بالینی بتدریج شاهد تغییراتی در مفاهیم بنیادین خواهد بود. این موضوع دربارۀ همۀ رویکردها و مدل‌های روان‌درمانی صدق می‌کند. طرح‌واره‌درمانی هم شامل حال این گزاره خواهد بود.

پس از آن‌ که جفری یانگ به همراه ژانت کلوسکو و مارجوری ویشار در سال 2003 کتاب طرح‌واره‌درمانی را برای متخصّصان بالینی به رشتۀ تحریر در آوردند، این مدل درمانی مورد استقبال قرار گرفت و به پژوهش‌های زیادی دامن زد. اگرچه زمزمه‌های کاربرد طرح‌واره در شناخت‌درمانی افراد مبتلا به مشکلات شخصیتی به حدود سال‌های 1990 برمی‌گردد، امّا عملاً تا سال 2003 اسمی از طرح‌واره‌درمانی بُرده نشده بود.

گیلیان هیث و هلن استارتاپ در سال 2020 کتابی به رشتۀ تحریر درآوردند تحت عنوان: «تکنیک‌های نوین طرح‌واره‌درمانی، پیشرفت‌ها و نوآوری‌ها در کار بالینی». این کتاب در بیست فصل تدوین شده است. برای نوشتن فصل‌های این کتاب 36 نفر از متخصّصان و صاحب‌نظران مدل طرح‌واره‌درمانی مشارکت داشته‌اند. نگاهی به سرفصل‌های کتاب می‌تواند سیمایی کُلی از این کتاب را در اختیار خوانندگان قرار بدهد. علاوه بر این، کتاب مقدمه‌ای دارد که یکی از نویسندگان آن جفری یانگ، بنیان‌گذار طرح‌واره‌درمانی است.

 

فهرست فصل‌های کتاب:

  • پیشگفتار
  • دربارۀ نویسندگان
  • مقدمه‌ای بر طرح‌واره‌درمانی: بنیان‌ها، مرور کلی، وضعیت پژوهشی و مسیرهای آینده (کثی فلنگان، ترویس اتکینسون و جفری یانگ)

 

بخش اول: سنجش، فرمول‌بندی و نیازهای بنیادین

  • فصل اول: سنجش و فرمول‌بندی در طرح‌واره‌درمانی (تاراگوتلند گرین و آنا بلفور)
  • فصل دوم: تکنیک‌های تجربی در سنجش (بنجامین بوکینگ و انا لوندار)
  • فصل سوم: دیدگاه بدنی در طرح‌واره‌درمانی: نقش بدن در آگاهی و دگرگونی ذهنیت‌ها و طرح‌واره‌ها (جنیس بریدس و هلن استارتاپ)
  • فصل چهارم: درک و ارضای نیازهای هیجانی بنیادین (جورج لاک‌وود و راچل سامسون)

 

بخش دوم: تکنیک‌های نوین در استفاده از تصویرسازی ذهنی

  • فصل پنجم: اصول اساسی تصویرسازی ذهنی (سوزان سیمپسون و آرنود آرنتز)
  • فصل ششم: بازسازی تصویر ذهنی از خاطرات دوران کودکی (کیریس هایز و رمکو وندر ویجنگارت)
  • فصل هفتم: پرداختن به خاطرات آسیب‌زا و اختلال استرس پس‌ از سانحه پیچیده (کریستفر ویلیام‌ لی و کترینا بوترهون دی هان)
  • فصل هشتم: تصویرسازی در زندگی فعلی (آفر مورر و اشکل رافلی)

 

بخش سوم: تکنیک‌های نوین در استفاده از کار با صندلی، گفتگوی بین ذهنیت‌ها و بازی

  • فصل نهم: استفاده نوین از ذهنیت‌ها برای گفتگو با ذهنیت‌های کودک آسیب‌پذیر و ذهنیت انتقادگر ناکارآمد (جان فارل و آیدا شاو)
  • فصل دهم: خودانگیختگی و بازی در طرح‌واره‌درمانی (آیدا شاو)
  • فصل یازدهم: تکنیک‌های نوین برای ذهنیت‌های مقابله‌ای و کار با صندلی (گیلیان هیث و هلن استارتاپ)
  • فصل دوازدهم: برقراری ارتباط بین کار بالینی عمومی و جنایی: کار در «اینجا و اکنون» با ذهنیت‌های طرح‌واره‌ای مشکل‌ساز (دیوید برنشتاین و لیمور ناوت)
  • فصل سیزدهم: طرح‌واره‌درمانی برای زوجین: مداخلاتی برای بهبود ارتباط ایمن (تراویس اتکینسون و پل پریس)

 

بخش چهارم: رویاروسازی همدلانه و رابطه درمانی

  • فصل چهاردهم: هنر رویاروسازی همدلانه و محدودیت‌گزینی (وندی بهاری)
  • فصل پانزدهم: اصالت و تجربه‌پذیری شخصی در رابطۀ درمانی (میشل ون ریسویک)
  • فصل شانزدهم: فعال شدن طرح‌واره‌های درمانگر و مراقبت از خویشتن (کریستانا ولیاناتو و تیجانا میرویک)

 

بخش پنجم: پرورش بزرگسال سالم و پایان جلسات طرح‌واره‌درمانی

  • فصل هفدهم: پرورش ذهن مشفق برای تقویت بزرگسال سالم (الویا ثرفت و کریس آیرونز)
  • فصل هجدهم: پرورش ذهنیت بزرگسال سالم در اختلالات خوردن: ذهنیت طرح‌واره‌ای و درمان هیجان‌مدار برای بی‌اشتهایی عصبی (آنا الدرشاو و هلن استارتاپ)
  • فصل نوزدهم: درمان کوتاه‌مدت: درمان شناختی‌رفتاری مبتنی بر آگاهی از طرح‌واره (استرلینگ موری، سوزان بایرن و فلورین روث)
  • فصل بیستم: پایان درمان و رابطه درمانی (توند ونکو و دن رابرتز)

 

بخش اوّل کتاب سه فصل دارد. در فصل اوّل به بحث سنجش و فرمول‌بندی پرداخته شده است. کسانی که در حوزۀ درمان‌های شناختی _ رفتاری مشغول به فعالیت هستند نیک می‌دانند که سنجش دقیق و فرمول‌بندی مناسب از اصول خدشه‌ناپذیر درمان‌های این حوزه محسوب می‌شوند. بدون سنجش دقیق و همه‌جانبه و تدوین فرمول‌بندی برخاسته از بافتار زندگی مراجع، تکنیک‌های درمانی در حکم رها کردن تیر در تاریکی است. آرون بک سال‌های قبل به این نکته اشاره کرده بود که صرفِ تسلط بر تکنیک‌های شناخت‌درمانی نمی‌توان فردی را شناخت‌درمانگر تلقّی کرد. این حرف آرون بک برای طرح‌واره‌درمانی نیز مصداق دارد.

یکی از نکات برجستۀ فصل اوّل پرداخت به سیر، پدیدآیی، فعال‌سازی، نوسان و فروکش هیجان‌ها در درون جلسۀ درمان است (ص 70 و 71). به عبارتی طرح‌واره‌درمانگران بایستی در جلسات درمان لحظه به لحظه به هیجان‌های مراجعان خود دقت کنند و با پرداختن به این هیجان‌ها به شناسایی طرح‌واره‌ها، سبک‌های مقابله‌ای، ذهنیت‌ها و نیازهای بنیادین بپردازند. با این کار، طرح‌واره‌درمانی در زمرۀ درمان‌های تجربی یا تجربه‌ای قرار می‌گیرد.

یکی دیگر از نکات زمینۀ فصل دوم موضوع معنویت، فرهنگ و تنوع قومیتی است. نویسندگان این فصل اعتقاد دارند که دین و مذهب به عنوان مؤلفه‌ای فرهنگی می‌تواند در شکل‌گیری طرح‌واره‌ها و ذهنیت‌ها نقش عمده‌ای ایفاء کند. اگرچه به این موضوع پرداخته شده است، امّا انگار نویسندگان می‌خواسته‌اند خواننده را متوجه کنند که نقش آیین‌ها، مراسم‌ها و تشریفات مذهبی و معنوی را در شکل‌گیری طرح‌واره‌ها و ذهنیت‌ها دست کم نگیرند. به عنوان مثال برخی از فرهنگ‌ها بر القاء احساس گناه تأکید زیادی دارند. این القاء احساس گناه می‌تواند به شکل‌گیری طرح‌واره‌هایی مثل نقص/ شرم، معیارهای سخت‌گیرانه و تنبیه منجر شود. در ضمن در این فصل دو اصطلاح فرمول‌بندی مشکلات (case formulation) با مفهوم‌سازی مشکلات (case conceptualization) یکسان و به یک معنا در نظر گرفته شده‌اند.

فرآیند سنجش می‌تواند در دو مسیر انجام شود: الف) شناختی ب) تجربه‌ای.

در روش شناختی از پرسشنامه‌ها و مصاحبه استفاده می‌شود و در روش تجربه‌ای از تکنیک‌های کار با صندلی و تصویرسازی تشخیصی استفاده می‌گردد. به عبارتی روش‌های تجربه‌ای به دلیل فعال‌سازی هیجان‌ها، نیازها، خاطرات، تصاویر ذهنی و تمایلات، انگار به سنجش دقیق‌تر شناخت‌واره‌های داغ منجر می‌شوند. فصل دوم کتاب به سنجش تجربه‌ای اختصاص دارد. فصلی است به غایت خواندنی، جذاب و کاربردی.

سال‌هاست که بر نقش بدن در طرح‌واره‌درمانی تأکید می‌کند. مایکل مهونی در سال 2000 در کتاب «درسنامۀ تغییر روان‌شناختی: روان‌درمانی در قرن بیست و یکم» پیش‌بینی کرد که بدن به صحنۀ روان‌درمانی برخواهد گشت. پیش‌بینی مایکل مهونی درست از آب درآمد. در روان‌پویشی فشردۀ کوتاه مدت (ISTDP)، توجه‌آگاهی (Mindfulness) و درمان هیجان‌محور (EFT) بر نقش بدن تأکید زیادی می‌کنند. طرح‌واره‌درمانی هم از این موضوع بهرۀ فراوان بُرده است. نویسندگان فصل سوم کتاب (دیدگاه بدنی در طرح‌واره‌درمانی: نقش بدن در آگاهی و دگرگونی ذهنیت‌ها و طرح‌واره‌ها) به طرح‌واره‌درمانگران پیشنهاد می‌کنند که از بدن در جلسۀ درمان کمک بگیرند زیرا

 

تجارب بیماران‌مان به میزان زیادی در سطح بدنی کدگذاری می‌شود. مخصوصاً زمانی که تروماها مربوط به دوران پیش‌کلامی باشند. (ص 129)

 

به هنگام کار با بدن در جلسات طرح‌واره‌درمانی باید شش‌دانگ حواس‌مان به پنجرۀ تحمل هیجانی باشد. اگر مراجع وارد پنجرۀ تحمل هیجانی نشود، بینش هیجانی و بینش عقلانی به هم گره نمی‌خورند و چیزی عاید فرد _ چه مراجع و چه درمانگر _ نخواهد شد. اگر هم از پنجرۀ تحمل هیجانی خارج شود که دچار برانگیختگی هیجانی زیاد و کنترل‌ناپذیر می‌گردد.

موضوع «نیازها» یکی از مباحث مناقشه‌برانگیز در طرح‌واره‌درمانی محسوب می‌شود. نکتۀ مهم این است که نیازها یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم طرح‌واره‌درمانی تلقّی می‌شوند. هدف نهایی طرح‌واره‌درمانی چیست؟ به عبارتی غایت طرح‌واره‌درمانی کدام است؟ از زبان نویسندگان فصل چهارم (درک و ارضاء نیازهای هیجانی بنیادین) بخوانیم.

 

هدف نهایی طرح‌واره‌درمانی این است که بیماران با خودشان و دیگران به گونه‌ای ارتباط برقرار کنند که نیازهای هیجانی بنیادین آنها تأمین شود … [این کار] تلاش زیادی می‌طلبد. (ص 155)

 

نکتۀ خواندنی این فصل ربط دادن سبک‌های فرزندپروری با ارضاء نیازهاست. این موضوع از این بابت جالب توجّه است که طرح‌واره‌درمانگر نیز باید مثل یک والد کارآمد به ارضاء نیازهای مراجعان بپردازد. به عبارتی طرح‌واره‌درمانگر بایستی از یکسو فردی امن، قابل اتکاء، مهربان و با ثبات باشد و از سوی دیگر بایستی مراجعان را به سمت خودمختاری، استقلال و توانمندی سوق دهد. همچنین طرح‌واره‌درمانگر بایستی در برابر خواسته‌های بیمارگونۀ مراجعان با قاطعیت ایستادگی کند و با خواسته‌های آنها تبانی و همدستی نکند.

یکی از بخش‌های خواندنی و جذاب کتاب بخش دوم است. در بخش دوم که چهار فصل دارد به بحث استفاده از تکنیک‌های تصویرسازی ذهنی پرداخته شده است. کار با تصاویر ذهنی یکی از جنبه‌های شوق‌برانگیز، اثربخش و در عین حال مخاطره‌آمیز طرح‌واره‌درمانی است. این بخش چهار فصل دارد. ابتدا به اصول و بنیان‌های کار با تصویرسازی ذهنی پرداخته شده است (فصل پنجم). در فصل بعد تکنیک‌های بازسازی خاطرات از طریق تصویرسازی ذهنی ارایه شده‌اند (فصل ششم). در فصل هفتم نیز به موضوع داغ و بحث‌برانگیز تروماهای پیچیده در PTSD اشاره شده است و در فصل هشتم که نیز تصویرسازی ذهنی را برای مشکلات فعلی زندگی به کار گرفته‌اند. این چهار فصل را یک موضوع مشترک به هم وصل می‌کند: تصویر ذهنی.

در طرح‌واره‌درمانی، تصویر ذهنی را یکی از بخش‌های اصلی طرح‌واره تلقّی می‌کنند. این تصاویر ذهنی به دلیل شباهت‌هایی که به هم دارند در بخش‌هایی از مغز و عمدتاً نیمکرۀ راست، ذخیره می‌شوند و با اندک‌ شباهتی به زمان حال برانگیخته می‌شوند و فرد را به سمت سبک‌های مقابله‌ای تسلیم، جبران افراطی یا اجتناب می‌کشانند. نویسندگان در فصل پنجم برای تبیین اثربخشی کار با تصاویر ذهنی در طرح‌واره‌درمانی دست به دامن نظریۀ رمزگردانی دوگانه کوزولین (2001) شده‌اند. همچنین از نظریۀ زیرسیستم‌های شناختی متعامل تیزدیل و برنارد (1993) نیز کمک گرفته‌اند تا بتوانند برای اثربخشی کار با تصاویر ذهنی مبنایی نظری فراهم کنند. خواندن این چهار فصل عصای دست طرح‌واره‌درمانگران برای کار با تصاویر ذهنی است. این چهار فصل پاسخگوی این سؤالات مهم هستند:

 

  1. چرا در طرح‌واره‌درمانی به تصاویر ذهنی پرداخته می‌شود؟
  2. تصاویر ذهنی چه اهمیتی در شکل‌گیری و تداوم مشکلات روان‌شناختی دارند؟
  3. چه تصاویری ارزش بالینی دارند؟
  4. آیا باید همۀ تصاویر ذهنی را که بار عاطفی دارند بازسازی کنیم؟
  5. تکلیف تصاویر ذهنی دلخراش و تروماتیک چیست؟
  6. درمانگر باید واجد چه ویژگی‌هایی باشد که بتواند از تکنیک‌های تصویرسازی استفاده کند؟
  7. کدام مراجعان آمادگی کار روی تصاویر ذهنی را ندارند؟
  8. کدام مراجعان در این فرآیند، شکننده محسوب می‌شوند؟
  9. اگر تصاویر ذهنی با هم تداخل کردند چه کار کنیم؟
  10. چگونه از پس افراد آسیب‌رسان در تصاویر ذهنی برآییم؟
  11. اگر مراجع خاطرات زیادی را به یاد آورد، امّا تصویری به ذهنش خطور نکرد چه کار کنیم؟
  12. اگر تصاویر ذهنی بار عاطفی نداشتند چی؟
  13. آیا می‌توان از کار با تصاویر ذهنی دربارۀ تصاویر آینده هم استفاده کرد؟
  14. اگر چنین چیزی امکان‌پذیر است به چه شکل و ترتیبی؟
  15. آیا می‌توان از کار با تصاویر ذهنی دربارۀ اتفاقات اخیر زندگی مراجعان استفاده کرد؟
  16. اگر چنین چیزی امکان‌پذیر است به چه شکل و ترتیبی؟

 

خواندن دقیق و همراه با تأمل این چهار فصل می‌تواند طرح‌واره‌درمانگر را در اتاق درمان با مهارت‌تر و صاحب‌صلاحیت‌تر کند. مخصوصاً این‌ که تمامی مطالب این چهار فصل با مثال‌های بالینی همراه شده‌اند. البته در کُل کتاب مثال بالینی آورده شده است.

یکی دیگر از تکنیک‌های مهم طرح‌واره‌درمانی، کار با صندلی است. تجارب آموزشی حاکی از این است که افرادی که می‌خواهند وارد حوزۀ طرح‌واره‌درمانی شوند در این بخش با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو می‌شوند. بخش سوم کتاب که پنج فصل دارد (حدود 116 صفحه) به طور مفصّل همراه با جزئیات به کاربرد این تکنیک اختصاص داده شده است.

یکی از تعارض‌های ناتوان‌ساز زندگی مراجعان، جدال بین ذهنیت کودک آسیب‌پذیر و ذهنیت انتقادگر است. اکثر مراجعان ـ یا شاید بهتر است گفته شود همۀ انسان‌ها ـ به نوعی با این مشکل دست به گریبان هستند. زور ذهنیت انتقادگر بر کودک آسیب‌پذیر می‌چربد و برندۀ این جنگ و جدال به ظاهر ذهنیت انتقادگر است چون دست او پُر است و کودک آسیب‌پذیر ناتوان، درمانده، بی‌کفایت، بی‌ارزش و محکوم به شکست است.

فصل نهم را که جان فارل و آیدا شاو نوشته‌اند به این موضوع اختصاص داده شده است. برخی از مراجعان تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند به جنبه‌های آسیب‌رسان والدین‌شان اشاره کنند. نویسندگان در صفحات 290 و 291 به این موضوع اشاره کرده‌اند.

یکی از دشوارترین کارها در طرح‌واره‌درمانی گذر از سدّ مستحکم سبک‌های مقابله‌ای و دستیابی به ذهنیت‌های کودک است. برای گذر از این سدّ نفوذناپذیر از تکنیک کار با صندلی استفاده می‌شود. در فصل یازدهم به این موضوع به طور مفصّل اشاره شده است. نویسندگان این فصل اعتقاد دارند که با استفاده از صندلی‌ها، رابطه‌ای جدید در ذهن مراجعان شکل می‌گیرد و سبک‌های مقابله‌ای خود را به چشم مشاهده می‌کنند و مفهوم انتزاعی سبک‌های مقابله‌ای عینیت پیدا می‌کنند. علاوه بر این، ذهن مراجعان از حالت خودگویی به سمت گفتگویی سوق داده می‌شود. با استفاده از صندلی می‌توان صدای سبک‌های مقابله‌ای را بهتر شنید. یکی از حوزه‌های کاربرد طرح‌واره‌درمانی برای افرادی است که درگیر مسایل قضایی، قانونی و حقوقی شده‌اند و دست به رفتارهای مجرمانه زده‌اند. در فصل دوازدهم به این مسایل اشاره شده است. نویسندگان معتقدند که می‌توان رفتارهای مجرمانه را از چشم‌انداز طرح‌واره‌درمانی فرمول‌بندی و درمان کرد. آنها اعتقاد دارند که رفتارهای مجرمانه را می‌توان طیف‌بندی کرد. در یک سر طیف رفتارهایی مثل جرایم سازمان‌یافته را شاهد هستیم و در طیف دیگر قلدری کردن و آزار رساندن به دیگران. در رفتارهای مجرمانه ذهنیت‌های خودبزرگ‌منش، فریب‌کار/ شیّاد، زورگو/ مهاجم، کنترل‌گر پارانوئیدی و درنده‌خویی را مشاهده کرد.

این فصل می‌تواند برای روان‌شناسان، روان‌پزشکان و مددکاران اجتماعی که در محیط‌های تأدیبی و زندان کار می‌کنند، مفید واقع شود. نویسندۀ اول این فصل یعنی دیوید برنشتاین، سال‌هاست که روی این موضوع کار می‌کند. او در سال 2007 اولین مقالۀ خود را در این زمینه نوشت و سپس با کمک همکاران خود در این زمینه پژوهشی انجام داد که از روش کارآزمایی بالینی تصادفی استفاده کرد.

اکثر زوجین مشکل‌دار درگیر چرخۀ ذهنیت‌ها هستند. این چرخه‌ها طبق عادت و به صورت ناهشیار فعال می‌شوند و رابطۀ زناشویی را که بستر ارضاء نیازهای هیجانی است به باد فنا می‌دهند. نویسندگان این فصل با استفاده از مفاهیم طرح‌واره‌درمانی به کاربرد روش‌های بهبود ارتباط زن و شوهر اشاره کرده‌اند. در همان صفحه اوّل این فصل اشاره می‌کنند:

 

تعصب، سلطه‌گری و انعطاف‌ناپذیری ذهنیت‌ها را، کنجکاوی، تجربه‌پذیری و پذیرش را چنان مسدود می‌کند که رابطۀ عاشقانه سالم از زندگی زوجین رخت برخواهد بست.

 

یکی از نیازهای مناقشه‌برانگیز در طرح‌واره‌درمانی، بازی و خودانگیختگی است. در فصل دهم به این موضوع اشاره شده است، هر چند در ابتدا ارتباط این فصل با سایر فصل‌های این بخش چندان مشخص نیست. با توضیح نویسنده در صفحه 307 این رابطه مشخص می‌شود. نویسنده اعتقاد دارد که از طریق بازی می‌توان به وادی ذهنیت‌ها سفر کرد مخصوصاً این که بازی فرصتی مغتنم برای راه‌یابی بر ذهنیت کودک شاد محسوب می‌شود.

بخش چهارم کتاب سه فصل دارد و به موضوع مهم و کلیدی در طرح‌واره‌درمانی می‌پردازد: «رابطۀ درمانی». رابطۀ درمانی در رویکرد طرح‌واره فقط زمینه‌سازی برای اجرای تکنیک‌ها محسوب نمی‌شود، بلکه خودش در حاکم یک راهبرد اساسی و بنیادین تلقّی می‌شود. فصل چهاردهم را وندی بهاری به رشتۀ تحریر درآورده است. او که خودش سال‌ها رئیس انجمن بین‌المللی طرح‌واره‌درمانی بود، تمرکز اصلی‌اش بر درمان خودشیفتگی است. ترکیب همدلی، رویاروسازی و محدودیت‌گزینی در بطن رابطۀ درمانی هم علم است و هم هنر. همدلی، رویاروسازی و محدودیت‌گزینی همان مؤلفه‌هایی هستند که اکثر مراجعان آسیب‌دیده در سال‌های اوّل زندگی‌شان یا از آنها محروم بوده‌اند یا مسموم. طرح‌واره‌درمانگر با چاشنی این سه راهبرد در قالب تکنیک‌های مشخص می‌تواند برای مراجع تجربۀ هیجانی اصلاحی فراهم کند و یا این شیوه به التیام زخم‌های روان‌شناختی مراجع بپردازد.

در بخشی از فصل چهاردهم (ص 205) به موضوع ذهنیت بی‌تفاوت پرداخته است. کسانی که طرح‌واره‌درمانی را در فرآیند کار بالینی اجرا می‌کنند به خوبی می‌دانند که چقدر دشوار و طاقت‌فرساست که از پس از این ذهنیت برآیند. وندی بهاری اعتقاد دارد که اصل سازمان‌بخش این ذهنیت، ترس است: ترس از سوء‌تفاهم، ترس از رهاشدن، ترس از ناتوانی، ترس از دست دادن کنترل، ترس از مجازات شدن، ترس از عملکرد نامطلوب، ترس از دست دادن حریم شخصی و بسیاری ترس‌های دیگر.

واژه‌های «اصالت» و «تجربه‌پذیری» را ظاهراً اولین‌بار کارل راجرز به کار گرفته است. این واژه‌ها می‌توانند باعث سوء‌تفاهم شوند اگر درمانگر معنای دقیق و شفاف آنها را نداند و از این واژه‌ها برداشت شخصی مشکل‌ساز داشته باشد.

فصل پانزدهم کتاب به کاربرد این دو واژۀ کلیدی در رویکرد طرح‌واره‌درمانی پرداخته است. درمانگر اصیل همّت خود را صرف آن می‌کند که تا با مراجع خود رابطه‌ای صادقانه و متعهدانه داشته باشد، امّا لزوماً همیشه همه چیز را با مراجع به اشتراک نمی‌گذارد مخصوصاً زمانی که این اصالت به ضرر مراجع و درمان باشد. درمانگر اصیل از خودپنداره‌ای مثبت، استوار، یکپارچه و انعطاف‌ناپذیر برخوردار است. در این فصل تکنیک‌هایی برای طرح‌واره‌درمانگران ارایه شده است که بتوانند بیشتر در مسیر اصالت و تجربه‌پذیری حرکت کنند مثل ترسیم ژنوگرام خانوادگی و تصویرسازی ذهنی.

یکی از مشکلات اساسی طرح‌واره‌درمانی این است که طرح‌واره‌های درمانگر در فرآیند درمان فعال شوند و درمان را از مسیر اصلی خارج کنند. فصل شانزدهم به این موضوع اختصاص دارد. نویسنده در این فصل از دو سرگذشت‌پژوهی استفاده می‌کند تا خواننده را با ظرافت‌های فعال‌شدن طرح‌واره‌هایش بیشتر آشنا کند:

 

  • طرح‌واره‌های درمانگر و بحران اقتصادی (یونان 2008)
  • طرح‌واره‌های درمانگر و جنگ و آوارگی (صربستان 1999-1991)

 

نویسنده سرگذشت‌پژوهی اوّل را به یونان سال 2008 و سرگذشت‌پژوهی دوم را به صربستان 1991 تا 1999 اختصاص داده است. چه مثال‌های خوب، دقیق و آشنایی!

در این فصل به موضوع مراقبت از خویشتن هم اشاره شده است. طرح‌واره‌درمانگرانی که طرح‌واره‌های ایثارگری و معیارهای سخت‌گیرانه دارند بیشتر در معرض فرسودگی شغلی و آسیب‌رساندن به سلامتی خود هستند. اگرچه هدف اصلی طرح‌واره‌درمانی مراقبت از مراجع است، امّا مراقبت از خویشتن هم نبایستی فراموش شود.

زمانی که طرح‌واره‌درمانی شکل گرفت بیشتر متمرکز بر تعدیل، اصلاح و نافعال‌سازی ذهنیت‌های ناسازگار متمرکز بود. امّا این کار انتقادی را متوجه طرح‌واره‌درمانی می‌کرد. سؤال انتقادی این بود: صرف اصلاح ذهنیت‌های ناسازگار خودبه‌خود موجب تقویت، تحکیم و فعال‌سازی ذهنیت‌های سازگار (مثل بزرگسال سالم و کودک شاد) می‌شود و یا این که بایستی برای رسیدن به این مقصود از روش‌های جدیدی استفاده کرد؟

بخش آخر کتاب (بخش پنجم) به این موضوع اختصاص یافته است. از چهار فصل این بخش سه فصل آن موضوع پرورش بزرگسال سالم پرداخته‌اند.

شفقت‌ورزی یکی از مؤلفه‌های ذهنیت بزرگسال سالم است. این فصل ترکیبی بی‌نظیر و جذاب از طرح‌واره‌درمانی و درمان متمرکز بر شفقت (CFT) است. نویسندگان با استناد به کارهای کریستین نف و پاول گیلبرت سعی کرده‌اند که ذهن مشفق را فعال کنند تا از این رهگذر بتوانند پادزهری در برابر ذهنیت پرتوقع و سرزنش‌گر فراهم سازند.

زمانی که اختیار رفتار انسان‌ها به دست ذهنیت‌های ناسازگار می‌افتد، عملکردهای افراد دچار مشکل می‌شود، چه به شکل افراط و چه در قالب تفریط. اگر غذا خوردن انسان‌ها دست بزرگسال سالم نباشد، فرد دچار اختلالات خوردن می‌شود. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که طرح‌واره‌درمانی برای درمان اختلالات خوردن از اثربخشی لازم برخوردار است. فصل هجدهم کتاب به این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان با تقویت بزرگسال سالم غذا خوردن را به حالت تعادل رساند.

طرح‌واره‌درمانی در بستر CBT شکل گرفت. با گذشت زمان برخی به این نتیجه رسیدند که طرح‌واره‌درمانی با CBT در جنگ و تعارض است. این تصور بیشتر برخاسته از سوء‌تفاهم است. طرح‌واره‌درمانی و CBT ظاهراً منافاتی با هم ندارند، اگرچه بر سر برخی مفاهیم اختلاف عقیده‌هایی وجود دارد. فصل نوزدهم کتاب از این نظر جالب است. در این فصل به ترکیب طرح‌واره‌‌درمانی و CBT پرداخته است. به عبارتی نویسندگان تلاش کرده‌اند تکنیک‌های طرح‌واره‌درمانی را در بستر CBT به کار بگیرند و نوع خاصی از CBT طراحی کنند که هدفش آگاهی‌آموزی و تعدیل طرح‌واره‌هاست.

نویسندگان در برخی از این فصل استدلال می‌کنند که برخی از تکنیک‌های استاندارد CBT نوعی بازوالدینی حد و مرزدار قلمداد می‌شوند.

پایان دادن به درمان یکی از چالش‌های بنیادین روان‌درمانگران محسوب می‌شود. تصور کنید مراجعی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی حدود 2 یا 3 سال برای درمان تلاش کرده است و حال بایستی درمان به انتها برسد.

در پایان درمان هم طرح‌واره‌های مراجع و هم طرح‌واره‌های درمانگر فعال می‌شوند. این موضوع می‌تواند چالش‌های متعددی به همراه داشته باشد. به راستی چگونه بایستی از پس چالش‌ها بر بیایم؟ فصل آخر کتاب دست خواننده را می‌گیرد و با ارایه راهکارهای دقیق، علمی و برخاسته از تجارب بالینی به او کمک می‌کند که چگونه بتواند با این چالش‌ها کنار بیاید که کمترین آسیب به مراجع و خودش وارد شود.

در مجموع این کتاب بر سه محور رابطۀ درمانی، کار با صندلی و تصویرسازی ذهنی متمرکز است. اگرچه در کنار این سه محور بر نکات ارزشمند دیگری هم تأکید کرده است. از خواندن کتاب نه تنها پشیمان نمی‌شوید بلکه با دید بالینی انسجام یافته‌تری به درمان می‌پردازید.

کتاب را نشر اسبار چاپ کرده است.

 

دکتر حسن حمیدپور

1405/01/15

دیدگاه‌تان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با "*" علامت‌گذاری شده‌اند.