سبد خرید
سبد خرید

آنجا که شناخت‌درمانی به بن‌بست می‌رسد: شناخت‌درمانی مقابله‌ای

نویسنده: کنیت شاروف

ترجمه: شهره میرزایی

 

یکی از تکنیک‌های اثربخش در رویکرد شناختی، بازسازی شناختی است. آلبرت الیس، آرون بک، مایکن بام و آرنولد لازاروس را می‌توان پیشگامان بازسازی شناختی قلمداد کرد. بازسازی شناختی می تواند در سه سطح محتواهای شناختی، فرآیندهای شناختی و ساختارهای شناختی صورت بگیرد. اگرچه بیشتر حول محور محتوا و ساختار می‌چرخد. در کتاب رفتاردرمانی شناختی: کاربست تکنیک‌های حمایت شدۀ تجربی در کار بالینی (به ویراستاری اودوناهو، فیشر و هیز، 2003) سه فصل مجزا به بازسازی شناختی اختصاص یافته است (فصل 14، آلبرت الیس، فصل 15، دایسون و هملتون و فصل 16، نیومن). رویه و روش‌های بازسازی شناختی با چاپ کتاب تکنیک‌های شناخت‌درمانی[1] (لیهی، 2000) سروسامانی جدید پیدا کرد. پژوهش‌ها نیز از اثربخشی این روش حمایت کرده‌اند.

کنیت شاروف با نوشتن کتاب «آنجا که شناخت‌درمانی به بن‌بست می‌رسد: شناخت‌درمانی مقابله‌ای» به نقد جدّی این روش پرداخت. او اعتقاد دارد که بازسازی شناختی به تنهایی نمی‌تواند گره از مشکلات فرد باز کنند و به عبارتی فرد باید به مهارت‌های مقابله‌ای مؤثر نیز برای گره‌کشایی از مشکلات زندگی مجهز باشد. او در فصل اوّل کتاب به این نکته اشاره می‌کند:

امروزه، درمان مبتنی بر مهارت‌های مقابله‌ای نادیده گرفته شده و به صورت مجموعه‌ای از مهارت‌های جسته‌وگریخته و کوله‌باری از تکنیک‌های درهم‌برهم درآمده است و از تعداد انگشت‌شماری از مهارت‌های عمده مانند آرامش‌آموزی، مهارت‌های ارتباطی، جرأت‌آموزی و آموزش مهارت‌های اجتماعی فراتر نرفته است. این در حالی است که مهارت‌های بیشتری وجود دارد که می‌توانند در بهبود اختلالات مختلف به کار برده شود و نیاز به درک و روشن‌ شدن بسیار بیشتر آن مهارت‌ها دیده می‌شود.

 

او قصد دارد برای درمان مبتنی بر مهارت‌های مقابله‌ای نظریه‌ای زیربنایی نیز تدوین کند. نویسنده در فصل دوم به مفهوم «شناخت» در رفتاردرمانی شناختی پرداخته است. آن‌گاه به تقسیم‌بندی انواع باورها اشاره کرده است:

  • باورهای هیجانی
  • باورهای توصیفی
  • باورهای ارزشی
  • باورهای سودمند
  • باورهای دستورالعملی
  • باورهای پیش‌بینی کننده

 

سپس با استناد به نظریه آلبرت الیس برخی از این باورها را به باورهای واقعیت‌گریز، ناسازگار و غیرمنطقی تقسیم می‌کند. پس از شرح مختصری از مفهوم سطوح شناخت در نظریه آرون بک به بحث داغ و جذاب بازسازی شناختی اشاره می‌کند.

در فصل سوم به انواع و اقسام مهارت‌های مقابله‌ای پرداخته است. نویسنده اعتقاد دارد که مهارت‌های مقابله‌ای بایستی در موقعیت‌های برانگیزان به داد فرد برسند و او را برای چالش با این موقعیت‌ها آماده کنند. به عبارتی عیار مهارت‌های مقابله‌ای بایستی در عمل سنجیده شود. علیرغم این‌که بازسازی شناختی هستۀ اصلی بسیاری از مدل‌های رفتاردرمانی شناختی محسوب می‌شود، با این‌حال نویسنده در فصل سوم به طور جدّی و بنیادین این موضوع را زیر سؤال برده است. به زبان طنز می‌توان گفت که نویسنده بازسازی شناختی را بازسازی معنایی کرده است.

او در این فصل با استناد به دیدگاه‌های جفری یانگ، پل واتزلاویک به موضوع چالش‌ناپذیری برخی از باورهای مراجعان پرداخته است. نویسنده اعتقاد دارد که برخی از مراجعان زمانی که نحوۀ تفکرشان به بن‌بست می رسد و راهی برای حلّ‌وفصل مشکلات پیدا نمی‌کنند اصرار عجیبی بر ادامۀ همان نظام فکری دارند. او سپس اشاره می‌کند که به جای چسبیدن به بازسازی شناختی می‌توان از رویۀ دیگری استفاده کرد: آموزش مهارت‌های مقابله‌ای.

شاروف بر این باور است که بازسازی شناختی از تمام ظرفیت‌های مراجعان برای درمان بهره نمی‌گیرد، مثل ظرفیت‌های ادراکی، عاطفی و بدنی. نویسنده اعتقاد دارد که بازسازی شناختی گرهی از مشکلات برخی از بیماران باز نمی‌کند مثل:

  • بیماران مقاوم
  • بیماران بی‌انگیزه
  • بیماران دچار مشکلات مزمن
  • بیماران مجبور به زندگی در محیط نامساعد
  • بیماران توجّه‌طلب
  • بیماران حق‌به‌جانب
  • بیماران هیجانی
  • بیماران کم‌بینش
  • بیماران ناتوان در ابراز کلامی

 

فصل پنجم کتاب که حدود 35 صفحه است، بدنۀ اصلی کتاب تلقّی می‌شود. انگار نویسنده برای آموزش مهارت‌های مقابله‌ای به طرح مدلی نظری پرداخته است. او اعتقاد دارد که افراد در شش مقوله دچار مشکل می‌شوند:

  1. کمبود مهارت‌های مقابله‌ای
  2. بیش‌بود مهارت‌های مقابله‌ای
  3. خطای موقعیتی
  4. خطای زمانی
  5. خطای نظری
  6. مهارت‌های مقابله‌ای غیرمنطقی و ناسازگار

 

هر کدام از این مشکلات را با ذکر مثال‌های بالینی با دقّت و شفافیّت خاص توضیح داده است. انگار نویسنده نخواسته است که جعبه ابزاری از مهارت‌های مقابله‌ای را تدوین کند بدون این‌که به ارتباط این مهارت‌ها و مبانی نظری، فلسفی و روش‌شناختی آن اشاره کرده باشد. کاری که در برخی از کتاب‌های مربوط به مهارت‌های مقابله‌ای شاهد آن هستیم.

فصل ششم به روش آموزش مهارت‌های مقابله‌ای اختصاص یافته است. شاروف اعتقاد راسخ دارد که بایستی ابتدا از وضعیت کنونی مهارت‌های مقابله‌ای فرد و تاریخچه زندگی او اطلاعات دقیق و منسجمی به دست آورد. نکتۀ جالب توجّه آن‌که او اعتقاد دارد که چیزی تحت عنوان مهارت مقابله‌ای بد وجود ندارد زیرا حتّی رفتارهای مقابله‌ای ناکارآمد نیز برخی مواقع برای او سود و منفعتی به دنبال داشته‌اند. او علاوه بر ارزیابی مهارت های مقابله‌ای فعلی و تاریخچه زندگی بیماران به سطح انگیزش آنان نیز توجّه ویژه‌ای مبذول می‌دارد.

در همین فصل بخش «هماهنگی بین مهارت‌آموزی و بازسازی طرح‌واره» جالب توجّه است. شاروف بر این نکته اصرار می‌کند که گاهی اوقات لازم نیست که حتماً در ابتدای درمان، طرح‌واره را به چالش بکشید بلکه می‌توان با آموزش مهارت‌های مقابله‌ای ابتدا بر کاهش اثرات طرح‌واره‌ پرداخت. در صفحات 136 تا 138 با ذکر یک مثال عینی از طرح‌وارۀ خویشتن‌داری ناکافی به این موضوع جذّاب اشاره کرده است.

سپس در فصل‌های هفتم، هشتم، نهم و دهم به ترتیب به ارایه شناخت‌درمانی مقابله‌ای برای اختلال شخصیت وابسته، اختلال افسردگی اساسی، اختلال اضطراب فراگیر و اختلال شخصیت مرزی پرداخته است. کسانی که دستی بر آتش گرم درمان اختلالات روان‌شناختی دارند به احتمال زیاد حدس می‌زنند که چرا نویسنده این اختلالات را انتخاب کرده است. به عبارتی، این اختلال‌ها از جمله شایع‌ترین اختلالات روان‌شناختی محسوب می‌شوند.

در انتها به برخی از مهارت‌های مقابله‌ای اشاره می‌کنیم که در این کتاب به آنها پرداخته شده است:

 

مهارت‌های مقابله‌ای

1. مهارت سوگواری مؤثر 11. مهارت اطمینان از خود
2. مهارت آینده‌نگری کارآمد 12. مهارت خود دستوردهی
3. مهارت گذشته‌نگری کارآمد 13. مهارت تغییر ادراکی
4. مهارت مراقبت از خویشتن 14. مهارت کاهش تهدید
5. مهارت تحمّل سرخوردگی 15. مهارت بردباری
6. مهارت رهایی از ترحّم به حال خود 16. مهارت تقلیل‌آموزی
7. مهارت خودشیفتگی‌آموزی 17. مهارت تحمّل شکست
8. مهارت لذّت‌جویی 18. مهارت تحمّل درماندگی
9. مهارت قدردانی از خود 19. مهارت محدودیت‌گذاری
10. مهارت حمایت از خود 20. مهارت خودانگیختگی

 

در مجموع این کتاب نگاهی نو و کارآمد به شناخت‌درمانی دارد. نویسنده علیرغم ایراد جدی و اساسی که به شناخت‌درمانی می گیرد با این‌حال رویۀ جدید و بدیلی را نیز در اختیار شناخت‌درمانگران قرار می‌دهد.

 

دکتر حسن حمیدپور

1405/05/15

 


[1]. این کتاب با مشخصات زیر به فارسی ترجمه شده است:

لیهی، رابرت (1404). تکنیک‌های شناخت‌درمانی، (چاپ سیزدهم). ترجمۀ حسن حمیدپور و زهرا اندوز. تهران: ارجمند.

دیدگاه‌تان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با "*" علامت‌گذاری شده‌اند.