نویسنده: جاکو موریتسولاتی و کورادو زینیگالیا
مترجم: دکتر عبدالرّحمن نجلرحیم و زهرا مرادی
کشف سلولهای آینهای، باعث تغییرات شگرفی در درک و فهم مبانی مغزی اعمال انسانها شده است. اگرچه از زمان کشف این موضوع، مدّتی میگذرد و مقالههایی نیز در این زمینه به زبان فارسی نوشته شده یا شاهد سخنرانیهایی بودهایم، امّا به گمانم این اوّلین کتابی است که به زیور طبع آراسته شده است. مترجمان همّت کردهاند و یکی از کتابهای جالب، ساده و در عین حال علمی این حوزۀ بحثبرانگیز را ترجمه کردهاند.
کتاب حاضر، هفت فصل دارد. نویسندگان در فصل اوّل (سیستم حرکتی) خواننده را متوجّه این نکته بسیار با اهمیّت کردهاند که سیستم حرکتی انسان نقش شگرفی در تبدیل اطلاعات حسّی و تفکّری به حرکت دارد. به عبارت دیگر، سیستم حرکتی در مغز تصمیم میگیرد که چه موقع اندیشه و حس متوقّف شود و چه موقع به حرکت، ترچمه یا تبدیل شوند. تصاویر 6-1 (ص 36) و 7-1 (ص 38) نشان میدهند که یک حرکت ساده، نظیر برداشتن فنجان چه مناطق مهمّی از مغز را درگیر میکند. نویسندگان بخشی از پایان فصل اوّل اینگونه نتیجه میگیرند:
در پرتو این یافتهها برخی فرضیّههای قدیمی، دیگر قابل قبول نیستند، از جمله نقشههای کلاسیک و تقسیمبندیهایی که توسط وسلی و پنفیلد انجام شد. مثلاً این فرضیّۀ قدیمی که هنوز هم در برخی از جاها متداول است، مبنی بر این که کارکردهای حسّی _ حرکتی و ادراکی در مناطق جداگانهای صورت میگیرند، به نظر بیش از حد ساده میرسد (ص 37). سیستم حرکتی، کارکردهای دیگری نیز دارد که به واسطۀ آنها رفتارهای حرکتی ما سازماندهی میشوند. این خصوصیات، شامل فرایندهایی است که به سطوح بالاتر نسبت داده میشوند و به طور عموم با سیستم شناختی مرتبط دانسته میشوند (ص 40).
فصل دوّم کتاب (مغز کنشگر) که حدود 20 صفحه از کتاب را تشکیل میدهد، به نوعی ادامۀ بحث فصل اوّل است. هدف نویسندگان در این فصل، این بوده نشان بدهند که مغز حتّی در اعمال سادۀ حرکتی، نقش کنشگر دارد و اطلاعات بینایی را چگونه و به چه نحوی پردازش میکند. یکی از ویژگیهای بارز کتاب حاضر، تصاویر و نمودارهایی که با کیفیّت عالی چاپ شده و در این راه، ناشر کتاب، سنگ تمام گذاشته است. دقت تصاویر 1-2 (ص 45)، 2-2 (ص 49)، 3-2 (ص 53)، 4-2 (ص 54)، 5-2 (ص 59)، 6-2 (ص 61)، 8-2 (ص 62)، 9-2 (ص 65)، 10-2 (ص 66) حاکی از آن است که بسیاری از اعمال و حرکات ساده از چه گذرگاهها و مناطق مغزی میگذرند. در صورتی که برای ما به عنوان حرکتی عادی، ممکن است توجّه چندانی را به خودش جلب نکند.
نویسندگان فصل دوّم، با این جمعبندی تمام کردهاند:
صرف نظر از نوع خاصّ عمل حرکتی دست و صرف نظر از این که از دیدگاه تجزیه و تحلیل تبدیلهای حسّی _ حرکتی آیا این اعمال حرکتی، واقعاً اجرا میشوند یا به صورت بالقوّه وجود دارند، آنچه اهمیّت دارد این است که نورونهای این نواحی همواره در فعّالیّتهای جهتگیری و برداشتن اشیاء مشارکت دارند و به عنوان زنجیرۀ مداخلهگر حرکتی عمل میکنند (ص 72 و 73).
نویسندگان در فصل سوّم (فضای اطراف) نشان دادهاند که محتویّات محیط قابل سکونت، تنها به برداشتن این شیء و آن شیء بستگی ندارد. انجام این امر، همچنین به توانایی ما برای حرکت کردن و جهتگیری درست و فضای پیرامون بستگی دارد. به همان اندازه هم نیازمند تواناییهایی برای فهم و درک اعمال و مقاصد دیگران است.
فصل چهارم کتاب به «فهم عمل» اختصاص یافته است و نزدیک به 40 صفحه از کل کتاب را در برمیگیرد. مترجمان کتاب (ص 1) معتقدند که این فصل کلیدی است، زیرا به کشف نورونهای آینهای در مغز میمونها اختصاص دارد. با کشف نورونهای آینهای در مغز میمونها یا انسان آزمونگر نیز واکنش نشان میدهند. به نظر میرسد نورونهای آینهای ما در غالب واژگان حرکتی، با بازنمایی درون حرکت به درک و فهم سریع و بلافاصله عملِ قصدمند و نقش اصلی را بازی میکنند، زیرا در غیبت حسّی خاصّی چون بینایی، حسّ دیگری چون شنوایی، میتواند نقش انتقال اطلاعات برای فعّالیّت واژگان حرکتی، فهم بلافاصله و سریعِ عملِ قصدمند را میسّر کند.
فصل پنجم کتاب (نورونهای آینهای در مغز انسان) به ردیابی فعّالیّت نورونهای آینهای در مغز انسان پرداخته است. در قسمتی از این فصل، آمده است که دستیابی به مقاصد دیگران به واسطه نورونهای آینهای امکانپذیر میگردد.
پدیدۀ تقلید از زبان، یکی از مباحث بحثبرانگیز حوزۀ روانشناسی رشد بوده است. افراد صاحبنظری چون پیاژه در این زمینه نظریّهپردازی کردهاند. فصل ششم کتاب حاضر، به بحث دربارۀ زبان و تقلید اختصاص پیدا کرده است. زبان و تقلید با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند. این فصل با جملۀ پینکر تمام میشود: «برخی چیزها را به تکامل میدهد تا به واسطه آنها، مدار زبان انسان را تولید کند» (ص 198).
با این که فصل هفتم کتاب (اشتراک هیجانها و عواطف) نسبتاً کوتاه است (20 ص) امّا یکی از جالبترین و بحثبرانگیزترین فصلهای کتاب قلمداد میشود. نویسندگان در این فصل، به نقش حسّاس، پیچیده و چندوجهی نورونهای آینهای در نظام هیجان و عاطفۀ مغز انسان پرداختهاند، زیرا هیجانها و عواطف در شکلبخشی، تداوم، تحکیم و از همگسیختگی روابط بینفردی نقش دارند. خواندن این کتاب به همه علاقهمندان علم عصبپایه، روانپزشکان و روانشناسان توصیه میشود.
این کتاب در قطع رقعی توسط نشر مرکز در سال 1389 منتشر شده است.
دکتر حسن حمیدپور
1405/04/15