مؤلف: نرمان. ال. مان
ترجمۀ: دکتر محمود صناعی
دکتر محمود صناعی با هدف ارایه روانشناسی علمی (مخصوصاً از نوع تجربی آن) به ترجمۀ کتاب اصول روانشناسی نرمان. ال. مان در سال 1341 اقدام کرد. دکتر صناعی از اینکه با چشم خود میدید که روانشناسی در ایران از صبغۀ پژوهشی و تجربی فاصله گرفته است و بیشتر به سمت خیالپردازی دربارۀ دستگاه روانشناختی انسان پیش میرود ناراضی بود. از همینرو دست به ترجمۀ این کتاب زد. او در بخشی از مقدمۀ خود بر چاپ اوّل کتاب تیر ماه 1342 مینویسید:
روانشناسی، علم تجربی حیات نفسانی است. روش تحقیق آن همان روش تحقیق علوم طبیعی یعنی مشاهده و آزمایش است و در حقیقت روانشناسی یکی از شاخههای علوم طبیعی است. آنچه «علم» روانشناسی خوانده میشود صرفاً ساخته از اطلاعات و قوانینی است که با مشاهده و آزمایش به دست آوردهایم. از این لحاظ با فیزیک و فیزیولوژی اختلافی ندارد جز آنکه موضوع تحقیق آن پیچیدهتر و عوامل مؤثر در پدیدههای مورد توجّه آن مفصلتر و بغرنجتر است. بنابراین با «علمالنفس» چنانکه حکمای ما میشناختند اختلاف کلی دارد ـ آن فلسفه بود و این علم است. روش آن قیاس و استدلال بود و روش این، مشاهده و آزمایش است.
کتاب روانشناسی مان ـ دانشمند امریکایی ـ که این کتاب ترجمۀ آن است از کتابهایی است که روانشناسی را به صورت علم و نه به صورت دستگاهی پرداختۀ خیال و گمان عرضه داشته است. در حقیقت از بهترین کتابهای مقدماتی روانشناسی است و حتی در دانشگاههای اروپا که به کتاب درسی زیاد معتقد نیستند مورد استناد معلمان و استفادۀ شاگردان است.
دکتر صناعی برای ترجمۀ این کتاب مثل هر مترجمی با اصطلاحات فنی و پیچیدهای روبهرو شد که معادل فارسی دقیق و خوشساختی برای اغلب آنان وجود نداشت. او در این مقدمه از تلاشهای دکتر علیاکبر سیاسی برای معادلیابی اصطلاحات روانشناسی تشکر میکند و سپاسگزار اوست. امّا با این حال اعتقاد دارد که در این مسیر هنوز راه درازی پیش روی مترجمان کتابهای روانشناسی است و هر کسی بایستی به سهم خود در این مسیر کوشا باشد و همّتی را بدرقه راه کند تا قافلۀ علم روانشناسی در زبان فارسی بیش از این عقب نماند.
دکتر صناعی برای اینکار از حل مسئله اشتراکی و گفتگو با صاحبنظران استفاده کرد که در نوع خودش بدعتی بود. بعد از دکتر صناعی تنها دکتر براهنی بود که برای نوشتن واژهنامۀ روانشناسی و زمینههای وابسته دست به چنین کاری زد. دکتر صناعی در بخشی از مقدمۀ کتاب مینویسید:
در ترجمۀ چنین کتابی به فارسی مشکل بزرگ، یافتن یا ساختن اصطلاحات دقیق علمی است. این کار به صورت صحیح برای همۀ علوم باید روزی توسط فرهنگستانی که بر اساس صحیح مبتنی باشد، صورت گیرد، امّا تا آن روز منتظر نمیتوان ماند. معلم ناچار است درس بدهد و شاگرد باید مفاهیم علمی را بیاموزد و به زبان فارسی بیان کند. باید از کسانی که به باز کردن این راه پرداختهاند و کار را آسانتر کردهاند سپاسگزار بود. از آن میان زحمات استاد ارجمند آقای دکتر سیاسی در این راه قابل تقدیر است. امّا کار ناکرده بسیار است و بر دیگران است که به سهم خود همّتی کنند.
برای اینکه یافتن یا وضع اصطلاح جدید صرفاً مبتنی بر ذوق شخصی یک تن نباشد، نویسندۀ این سطور از دوستان خود یاری خواست. ماهها، هفتهای یک بعدازظهر، جلسۀ اصطلاحات علمی تشکیل میشد و گاه ساعتها بر سر یک اصطلاح بحث در میگرفت. اصطلاحاتی که در این کتاب به کار رفته و در پایان کتاب به صورت لغتنامه آمده است محصول این جلسات است. از آقایان احمد آرام، منوچهر بزرگمهر، دکتر مهدی جلالی، دکتر یحیی مهدوی، مجتبی مینوی و مصطفی مقربی که در این جلسات شرکت داشتند و در این کار صمیمانه کوشیدند سپاسگزارم. امّا فوراً باید بیافزایم که همه مسئول همۀ اصطلاحات نیستند. اگر با همۀ این کوشش، خطا یا کجذوقی در انتخاب اصطلاحات مشاهده شود مسئول صرفاً نویسندۀ این سطور است.
نکتۀ جالب در پیشگفتار کتاب این است که در دکتر صناعی اعتقاد دارد که این کتاب برای مطالعۀ دانشآموزان دبیرستانی کافی است، امّا برای دانشجویان دانشگاه که در پی دانشاندوزی در حوزۀ روانشناسی مستند این کتاب به هیچ عنوان کافی نیست و دانشجو باید به منابع آخر کتاب مراجعه و آنها را مطالعه کند. از زبان خود او بخوانیم:
به صورتی که هست این کتاب درس مقدماتی روانشناسی است و برای دبیرستانها کافیست. امّا در دانشگاه شاگرد باید به مراجع و منابع رجوع کند و در هر بحث چند برابر آنچه در کتاب هست بخواند و به نقل قول دست دوم قانع نشود. بنابراین، شاگرد دانشگاه اگر بخواهد با روانشناسی جدید آشنا شود ناچار از دانستن یک بلکه دو زبان خارجی است. در حقیقت دانستن دو زبان علمی جدید برای طالب علوم جدید همان اهمیت را دارد که دانستن زبان عربی برای آن کس که بخواهد در فقه و اصول صاحبنظر شود. این احتیاج حتی روزی که پیشرفت علم در کشور ما صد چندان شود که امروز هست، همچنان برجا خواهد بود.
کتاب روانشناسی نرمان. ال. مان در تیر ماه 1342 چاپ شد و تا آخر شهریور تمام نسخههای کتاب به فروش رسید. شاید این موضوع جالب باشد که چگونه یک کتاب کاملاً تخصصی در حوزۀ علم پایۀ روانشناسی در عرض 2 ماه تمام نسخههای آن به فروش میرسد؟
در همین فاصله مثل اینکه برخی از معلمان به اظهار نظر میپردازند که فهم برخی از مطالب این کتاب برای کلاسهای ششم دبیرستان و کلاسهای تربیت معلم مشکل است. ببیند که دکتر صناعی چگونه پاسخ میدهد:
بعضی از معلمان اظهار کردهاند که این کتاب برای کلاسهای ششم دبیرستان و کلاسهای تربیت معلم مشکل است. تصور میکنم این ایراد ناشی از آن باشد که در سالهای اخیر تنبلی در کسب علم عادت ما شده است چنانکه کتابهای درسی دبیرستان گواهی میدهند. در مقایسۀ این کتاب با کتابهای روانشناسی درسی فرانسه که ادعا میکنیم برنامهها به آنها شبیه است ـ میتوان دید مشکلتر از آنها نیست و علم بیشتری به شاگرد نمیآموزد. ولی البته در دانشگاه به آن اکتفا نباید کرد و دانشجویان را باید به کتب و مجلاتی که نام آنها در پایان کتاب آمده است ارجاع کرد. آنچه دانشگاه را از دبیرستان ممتاز میکند همین عدم اکتفا به کتاب درسی و رجوع به منابع اصلی و مراجع متعدد است.
کتاب اصول روانشناسی در شانزده فصل سازمانبندی شده است. در این بخش به عناوین فصلها و تعداد منابع هر فصل اشاره میشود:
|
فصلها |
محتوی |
منبع |
| فصل اول: | موضوع و روش علم روانشناسی | 7 |
| فصل دوم: | تفاوتهای فردی و گروهی | 9 |
| فصل سوم: | هوش | 47 |
| فصل چهارم: | انگیزش رفتار | 58 |
| فصل پنجم: | انگیزش هیجانی | 63 |
| فصل ششم: | ناکامی و تعارض | 33 |
| فصل هفتم: | شخصیت | 52 |
| فصل هشتم: | یادگیری | 46 |
| فصل نهم: | اساس یادگیری | 50 |
| فصل دهم: | یادآوری و فراموشی | 38 |
| فصل یازدهم: | فکر کردن | 38 |
| فصل دوازدهم: | توجّهکردن و ادراککردن | 24 |
| فصل سیزدهم: | بینایی | 19 |
| فصل چهاردهم: | شنوایی و حواس دیگر | 24 |
| فصل پانزدهم: | اساس عصبی رفتار آدمیان | 34 |
| فصل شانزدهم: | کارآمدی | 50 |
کتاب چهار صفحه نمایه دارد و معادلهای فارسی و اصطلاحات تخصصی نیز در هشت صفحه (با روش دو ستونی) آمده است. کتاب در مجموع تقریباً 592 منبع دارد.
در ضمن نویسنده برای هر کدام از فصلهای کتاب، منابع دیگری را نیز پیشنهاد کرده است. به عنوان مثال برای فصل سوم، نه کتاب دیگر نیز معرّفی میکند یا برای فصل هفتم (شخصیت) بیستوسه منبع دیگر نیز معرّفی کرده است مثل دو کتاب مهم از گوردن آلپورت با نامهای (1937) Personality و Becoming: basic considerations for a psychology of personality (1955). نویسنده با این کار انگار میخواهد به خوانندۀ خود این انگیزه را بدهد که بایستی آب را از سرچشمه بنوشد. همان مطلبی که دکتر صناعی در پیشگفتار اوّل و دوم کتاب به آن اشاره کرده است. در انتها نیز به منابعی استناد شده است که نویسنده برای نوشتن کتاب از آنها سود جسته است.
دکتر محمود صناعی با همفکری گروهی از دانشوران و متخصصان نزدیک برای 520 اصطلاح فنّی و علمی، معادلهای فارسی را انتخاب یا خلق کردند. گو اینکه بدون این 520 واژۀ تخصصی درک این کتاب برای فارسیزبانان ناممکن میشد. برخی از این معادلها خیلی خوش نشستند و به بدنۀ واژگانی دانشجویان و اساتید حوزۀ روانشناسی گره خوردند مثل:
| نگرانی | Worry |
| جسارت | Assertiveness |
| اصل همه یا هیچ | All-or-nothing principle |
| توانش | Ability |
| گسستگی | Dissociation |
| خودمختاری کنشی | Functional autonomy |
| تحلیل حرفه | Job analysis |
| حل مسئله | Problem solving |
| اعتباریابی | Validation |
این کتاب که با استقبال خوبی از جانب اساتید، معلمان، دانشآموزان و دانشجویان روبهرو شد، علاقمندانی هم در بین قشر تحصیلکرده از سایر حوزهها پیدا کرد. نسخهای که من در دست دارم چاپ سال 1352 که در آخر مهر ماه 1352 در چاپخانۀ افست رشیدیه با سه هزار نسخه چاپ شده است. سالهای چاپ کتاب را از صفحه عنوان آن در این قسمت ذکر میکنیم:
چاپ اوّل: 1341
چاپ دوم: 1342
چاپ سوم: 1344
چاپ چهارم: 1345
چاپ پنجم: 1347
چاپ ششم: 1348
چاپ هفتم: 1349
چاپ هشتم: 1351
چاپ نهم: 1352
دکتر حبیبالله قاسمزاده که خود شاگرد دکتر محمود صناعی بوده است دربارۀ این کتاب مینویسد:
در سال 1341 بود که دکتر صناعی با انتخاب و ترجمۀ کتاب Psychology-The Fundamentals of Human Adjustment اثر Norman L. Munn، خدمتی شایسته به روانشناسی ایران کرد. ترجمه و تدوین این کتاب که با نثری زیبا، آراسته و قابل فهم صورت گرفته بود، صفحۀ جدیدی در تاریخ روانشناسی ایران گشود. در واقع، میتوان آن را نخستین گام در معرّفی روانشناسی مُدرن دانست. چاپ و انتشار این کتاب تقریباً مصادف بود با استقلال رشتۀ روانشناسی، و آغاز دورۀ 4 سالۀ آموزش آن در دانشگاه تهران (در سال 1343). پیش از آن، روانشناسی در طیّ دورههای سه ساله و آمیخته با فلسفه و علوم تربیتی تدریس میشد. البتّه نباید نقش بزرگانی مانند دکتر محمّدباقر هوشیار و دکتر علیاکبر سیاسی را در شکلگیری رشتۀ روانشناسی در ایران ندیده گرفت. قبل از کتاب اصول روانشناسی مان، کتاب “روانشناسی از لحاظ تربیت” دکتر سیاسی که به عنوان کتاب درسی در دانشسرای عالی و دانشگاه تهران تدریس میشد، بارها به چاپ رسیده بود. کتاب دکتر هوشیار نیز تحت عنوان “سنجش هوش یا روانشناسی عملی” که بیشتر به کاربرد آزمونهای روانی مخصوصاً آزمون هوشی بینه ـ سیمون یا استفنورد ـ بینه اختصاص داشت، به نوبۀ خود، در معرّفی رشتۀ روانشناسی مؤثّر واقع شده بود. امّا با انتشار کتاب اصول روانشناسی مان بود که روانشناسی در ایران به عنوان رشتهای تجربی، مبتنی بر آزمایش و تجربه و با هدف شناخت رفتار و فعّالیّت ذهنی معرّفی شد و در زُمرۀ علوم جدید درآمد. چاپ و انتشار این کتاب را نشر اندیشه عهدهدار شده بود و کیفیّت فنی چاپ و صفحهآرایی آن در سطح مطلوبی صورت گرفته بود. این کتاب تا سال 1352، نُه بار زیر چاپ رفت.
از ویژگی ممتاز کتاب اصول روانشناسی، علاوه بر نثر فصیح آن، معادلیابی، معادلگزینی و معادلآفرینی است. این فرایند که با دکتر سیاسی آغاز شده بود، تجلّی قابل توجّه و ستایشانگیز خود را در آثار دکتر صناعی پیدا کرد. دکتر صناعی نشان داد که ظرفیّت زبان فارسی در القای مفاهیم بسیار بالاست و از این راه توانست درک مطالب علمی و نظریّهها را که عمدتاً با اصطلاحات بیان میشوند، برای خوانندۀ فارسیزبان تا حدّ زیادی آسان گرداند. واژههایی مانند بهنجار (Normal)، تنش (Tension)، بازخورد (Attitude)، فراخنای یاد (Memory span)، خوی یا منش (Character)، گسستگی (Dissociation)، ناکامی (Frustration)، والایش (Sublimation) و دهها واژۀ دیگر ساخته و پرداخته یا برگزیدۀ اوست. واژهگزینی برای دکتر صناعی، امری بسیار جدّی بود و آنگونه که مقدّمۀ کتاب اصول روانشناسی مینویسد، ساعتها با افراد صاحبنظری مانند احمد آرام، منوچهر بزرگمهر، مهدی جلالی، یحیی مهدوی، مجتبی مینوی و مصطفی مقرّبی در این باره به بحث مینشسته است.
دکتر حسن حمیدپور
1404/11/20